?فردیس کی روی آرامش می بیند؟
?درد دل های یک فردیسی: بازی های شورا نشینان فردیس تمامی ندارد. در صفحه این بازی، مهره ای به نفع مردم، نمی چرخد. گویا هر عضو در درونش شاهی دارد که می خواهد دیگری را کیش و مات کند. مهره ها چشم بسته بین گروه ها جابجا می شوند و برای یکدیگر بازی میکنند.در صفحه این بازی گویا جز سیاهی رنگی نیست.
?روزی هم پیمان می شوند و شهرداری را استیضاح می کنند و با التماس نیمه شب درِ خانه کاندیدای نمایندگی مجلس را از پاشنه درمی آورند که بیا، فردیس منتظر قدم های توست؛ فردا عدهای، بی خیال عهد و پیمان میشوند و سر از تخم طلایی کاندیداتوری شهردار در می آورند.
?روزی گروهی پیراهن شهردار منتخب با ۹ امضا را بر سرِ دار می کنند و به ادعای انتظار برای تصمیم نهاد حاکمیتی، انتخاب شهردار را معطل کرده و جایگاه شورا را فدای منافع شخصی می کنند و روزی عده ای دیگر مردم را به بازی گرفته و در جلسات شرکت نمیکنند تا نتیجه کار، از رسمیت افتادن جلسات شورا باشد و جایگاه مقدس نمایندگی مردم را متزلزل کنند.
?یکی موش افکارش را وسط قائله رها می کند و نخ کلاه شهردار شدن خود را می ریسد.
?شما بگویید در صفحه این بازی جز سیاهی رنگی هست؟! به دنبال چه هستند؟! مگر این صندلی شهردار چه دارد که آنقدر به آن می چسبند؟! آیا نمیدانند اهمال کاری های غیرمسئولانه چقدر به این شهر آسیب زده است؟! مگر مردم این شهر از آنها چه خواستند که اینگونه ناجوانمردانه می تازند؟! نتیجه این بازی چیزی جز بی اعتنایی به خواسته مردم و نادیده گرفتن درد این شهر طوفان زده است؟! شما رابه خدا بازی سیاه را رها کنید؛ مردم سیاه بازی ها را دوست ندارند.


